تبليغاتX
به آتلیه عکس ضیافت خوش آمدید
به آتلیه عکس ضیافت خوش آمدید
سلام.دوباره امدم اما خسته و زخمي "خسته از مشكلي كه برايم پيش امد و چرخ روزگار بود و گذشت ...اما زخمي از رفتن بزرگ مرد سينماي ايران  كه وقتي پيامك كوچ هميشگي اش بدستم رسيد بغض گلويم را گرفت . راستي سينماي بي شكيبايي را چه ميشود؟
|+| عکسبرداری شده با دوربین حمید قاسمی در شنبه پنجم مرداد 1387 |

آتش به من اندر زن و.....
سلام دوستان .از اينكه به علت آتش سوزي منزلم و مشكلات عديده  امكان به روز رساني و سرزدن به شما را نداشتم متاسفم .اميدوارم با مرتفع شدن مشكلات دوباره در خدمتتان باشم.
|+| عکسبرداری شده با دوربین حمید قاسمی در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 |

به مناسبت معلم بزرگ :دكتر علي شريعتي

 استادم علي است، مرد بي بيم و بي ضعف و پر صبر، و پيشوايم مصدق، مرد آزاد، كه هفتاد سال براي آزادي ناليد.

من هر چه كنند، جز در هواي تو دم نخواهم زد. اما، من بدانستن از تو نيازمندم، دريغ مكن، بگو هر لحظه كجائي چه مي كني؟ تا بدانم آن لحظه كجا باشم، چه كنم؟ ....

 

«كـويـر »

... شگفتا! وقتي كه بود نمي ديدم، وقتي مي خواند نمي شنيدم ... وقتي ديدم كه نبود ... وقتي شنيدم كه نخواند...!

چه غم انگيز است وقتي چشمه اي سرد و زلال در برابرت مي جوشد و مي خواند و مي نالد، تو تشنه آتش باشي و نه آب، و چشمه كه خشكيد، چشمه كه از آن آتش كه تو تشنه آن بودي بخار شد و به هوا رفت، و آتش، كوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آتش روئيد و از آسمان آتش باريد، تو تشنه آب گردي و نه تشنه آتش، و بعد، عمري گداختن از غم نبودن، كسي كه، تابود، از غم نبودن تو مي گداخت!

... و تو اي آموزگار بزرگ درسهاي شگفت من! اي كه دست كينه توز مرگ در آن حال عطشم به نوشيدن جرعه هائي كه از چشمه جاويد درون پر از عجايبت در پيمانه هاي زرين كلماتت مي ريختي، مرا بيتاب كرده بود، در اين كوير سوخته پرهول رها كرد، اي كه به من آموختي كه عشقي فراتر از انسان و فروتر از خدا نيز هست و آن دوست داشتن است و آن آسمان پر آفتاب و زيباي ارادت است و آن بيتابي پرنياز و دردمند دو روح خويشاوند است، آشنائي دو تنهائي سرگردان بي پناه در غربت پرهراس وخفقان آور اين عالم است كه عالميان همه همزبانان و هموطنان همه، برادران و خواهران همند.

و در خانه خويشند و بر دامن زمين، مادرخويش و در سايه زمان، پدرخويش كه زادگاه زمين و زمانه اند و ساكنان خاك .

... و تو آموختي كه آنچه دو روح خويشاوند را در غربت اين آسمان و زمين بي درد، دردمند
مي دارد و نيازمند بيتاب يكديگر مي سازد دوست داشتن است، و من در نگاه تو اي خويشاوند بزرگ من اي كه در سيمايت هراس غربت پيدا بود و در ارتقاش پر اصطراب سخنت شوق فرار پديدار! ديدم كه تبعيدي اين زميني.

... و تاكنون تو با دگر رفته اي و من، اينجا، تنها به اين اميد دم مي زنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر مي شوم

و .... اين زندگي من است.

 

 

 

 استاد دكترعلي شريعتي

|+| عکسبرداری شده با دوربین حمید قاسمی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

انتخاب تیتر با خود شما!
 
|+| عکسبرداری شده با دوربین حمید قاسمی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 |

22بهمن 86 اطراف میدان آزادی. به نظر شما بهمن 57 هم میشد چنین عکسی گرفت
 

|+| عکسبرداری شده با دوربین حمید قاسمی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 |

دستان پر توان

|+| عکسبرداری شده با دوربین حمید قاسمی در چهارشنبه دهم بهمن 1386 |

....ودیگر کسی به جنگ نیندیشید و....

|+| عکسبرداری شده با دوربین حمید قاسمی در دوشنبه سوم دی 1386 |

AddMe - Search Engine Optimization